محمد دريايى
36
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
بميرد شكمش را از هم مىشكافد ، رگهاى او را دنبال مىكند و به مجارى و راههايى كه داروها پيمودهاند مىنگرد و به آن قسمتهايى كه داروها راه يافتهاند آگاهى پيدا مىكند . گفتم : به من بگو آيا تو نمىدانى كه تمام دارو وقتى به رگها رانده مىشود با خون آميخته مىگردد و يك چيز مىشود و يك مادهى واحد را تشكيل مىدهد ؟ گفت : بله گفتم : پس چگونه آن حكيم به دارويى كه به بيمار خورانده است دست مىيابد ؟ آن هم پس از آنكه تبديل به خون تازهاى شد و اين تركيب نيز از نوع تبديل ساده نيست تا بتوان از رنگ و علايم ديگر ، آن را از خون بازشناخت . گفت : شما مرا در وضعيتى قرار داديد كه من تا به حال هرگز در چنين وضعيتى قرار نگرفتهام و شما مطلبى را عنوان كرديد كه من قادر به رد آنها نيستم . . » . نمونهى اشارتى بود بر اين معناى عميق و دقيق كه انواع مختلف داروهاى گياهى و خاصيت و تناسب آنها با يكديگر و بيمارىها تنها به واسطهى احاديث و آموزههاى انبيا و پيشوايان دينى به مردم رسيده است و مردم با عقل و تجربه به اين وسعت از دانش راهى نداشتهاند اين مطلب توسط روايات ديگرى نيز به اثبات رسيده است .